حكيم ابوالقاسم فردوسى
428
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
كشورها بگشت . در روم و هندوستان بگشت و از دريا و تاريكى بگذشت و در همهجا به فرمان يزدان پروردگار ، آن كيش را گزارش بكرد « 1 » . چون از كيش نيكوى او آگه گشتند ، راه و آيين او را بگرفتند و به آن كيشِ به آمدند و بجاى بت ، آتش برافروختند « 2 » . پس همگى به سوى شهريار ايران نامه نوشتند كه : ما آن كيش را از اسفنديار گرفتيم و كُشتى بر ميان بستيم و او نيز باژ ما را بكاست . پس اكنون ديگر نبايد از ما باژ « 3 » بخواهى زيرا كه ما راست گشتيم و مىدانيم كه اين كيشِ به است . اينك زند زردشت را به سوى ما بفرست . چون گشتاسپ نامهء شهرياران را بخواند ، بر تخت بنشست و يارانش را فراخواند . پس به هر كشور و به نزد هر مهتر و نامدارى ، زندى بفرستاد . آنگاه بفرمود تا اسفنديار - آن پهلوان نامور - بر چهار گوشهء گيتى بگشت . پس در هر جايى كه اسفنديار شاه روى نهاد ، هيچكسى به جنگ او بيرون نشد . همگى به فرمان او درآمدند و بدكرداران يك سره از گيتى پنهان گشتند . چون همهء گيتى بر پدرش راست شد ، اسفنديار كمر زرّين از ميان بگشود و شاهوار بر تخت بنشست و چندى با سپاهيان بيآسود . آنگاه برادرش - فرشيدورد « 4 » - را فراخواند و سپاهى از پهلوانان را با دينار و گوهر بسيار و خراسان به دو داد و او را بدانسو روانه كرد . چندى بر اين بگذشت و همه آن كيش پاك را از او پذيرفته بودند . پس فرستادهاى به سوى پدر روان ساخت و او را گفت : اى شاه نامور پيروزگر ، بدان
--> ( 1 ) - گزارش كردن به پارسى به معناى شرح و تفسير است . ( 2 ) - ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 172 مجمل التواريخ و القصص ، ص 52 - 51 . گويند اسفنديار هر كه را كه از او فرمان نبرد و به كيش زرتشتى در نيآمد ، بكشت و در همه جا آتشكدههايى بنا كرد . گرديزى ، زين الاخبار ، ص 51 . طبرى نيز روايت مىكند كه گشتاسپ بسيارى از رعاياى خود را بكشت تا سرانجام دين زرتشت را بپذيرفتند . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 456 . ( 3 ) - باژ همان باج است . ( 4 ) - نام فرشيدورد در اوستا به صورت فْرَشهَم ْوَرِتَ Frahamwareta آمده و در فروردين يشت ، فقره 102 فروهرش ستوده شده است . پورداود ، يشتها ، ج 2 ، ص 275 . 104 . Justi , Iranisches Namenbuch , p . . اين نام توسط ثعالبى به صورت فرشادورد ذكر شده است . تاريخ غررالسير ، ص 162 .